شاملو

قصدم آزار شماست
اگر این‌گونه به‌رندی
با شما
سخن از کامیاری خویش درمیان می‌گذارم - مستی و راستی -
به‌جز آزار شما
هوایی
در سر ندارم


اکنون که مسلک خاطره یی بیش نیست ، یا کتابی در کتابدان
و دوست نردبانی ست که نجات از گودال را ، پا بر گُرده ی او می توان نهاد
و کلمه ی انسان ، طلسم احضار وحشت است و
اندیشه ی آن کابوسی که به رویای مجانین می گذرد ؛-

ای شمایان !
حکایت " شادکامی خـــود " را مــن
رنجمایه ی جان ناباورتان می خواهم !


احمد شاملو