زندگی(با تلخیص)
.jpg)
زندگی
چه فکر می کنی؟
که بادبان شکسته زورق ِ به گل نشسته ای ست زندگی؟
د ر این خراب ِ ریخته
که رنگ عافیت ازو گریخته،
به بن رسیده راه بسته ای ست زندگی؟
...
هوا بد است
تو با کدام باد می روی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را
که با هزار سال بارش ِ شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود.
تو از هزاره های دور آمدی
در این درازنای ِ خون فشان
به هر قدم نشان ِ نقش ِ پای ِ توست
در این دُرشتناکِ دیولاخ
ز هر طرف طنین گام های رهگشای توست
بلند و پستِ این گشاده دامگاهِ ننگ و نام
به خون نوشته نامه ی وفای ِ توست
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشه های توست.
...
چه فکر می کنی؟
جهان چو آبگینه ی شکسته ای ست
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت.
چنان نشسته کوه در کمین ِ دره های ِ این غروبِ تنگ
که راه بسته می نمایدت.
زمان بی کرانه را
تو با شمار عمر ما مسنج
به پای ِ او دمی ست این درنگِ درد و رنج.
به سان رود
که در نشیبِ دره سر به سنگ می زند،
رونده باش.
امید هیچ معجزی ز مرده نیست،
زنده باش.
"هوشنگ ابتهاج"
"..."ها قسمت های - بی رحمانه - حذف شده هستند.